ایل قشقایی یادت به خیر
ايل صحراگرد من، يادت به خير!
ياد دلهاي سحر زادت به خير!
گرچه در باران آهن گم شدي
ياد دورانهاي هاي آبادت به خير
من گل خود روي كوهستاني ام
اهل ايل بي سر و ساماني ام
ايل من آنسوي گندم زارهاست
فارغ از روييدن ديوارهاست
مردماني ساده تر از سادگي
بهترين مجموعه افتادگي
مردماني مثل گلها خنده رو
با تمام بادها در گفتگو
دوستان سفره هاي نان و ماس
ايلياتي زاده هاي ناشناس!
دوستاني رفته تا آنسوي رود
با سرانگشتاني از سرما كبود
دوستاني بي شمار و با شكوه!
بچه هاي ساده دشت و كوه!
خنده هاي ايلياتي ياد باد
دلخوشي هاي دهاتي ياد باد
ايل ما در قلب گندم زار بود
بي خبر از كوچه و ديوار بود
عاشقي در ايل ما آوازه داشت
روزهامان بوي نان تازه داشت
رفت فصل خنده هاي رويايي
پير شد ايل بزرگ قشقايي
ايل كم كم ديد در فصلي غريب
كوچه مي رويد از خاك نجيب
كوچه هاي پيچ پيچ و راه راه
كوچه هاي كور، درهاي سياه
آفتاب ايل ما كمرنگ شد
كوچه دلهاي آبي تنگ شد
كوچه اينك چاره فصل زرد ماست
قفل دلهاي بيابانگرد ماست
كوچه مي گويد از اين جا بگذريد
كوچه مي گويد از آن جا بگذريد
كوچه مي گويد كجا بايد دويد
كوچه مي گويد كجا بايد رسيد
بس كه ما را شهر عادت مي دهد
خانه هامان بوي غربت مي دهد
مانده ايم اينجا در اوج بي كسي
گله هاي مرتع دلواپسي
ما هم از اين سنگلاخ ساده ايم
اهل اين ايل غريب افتاده ايم
اهل ييلاق و رحيل ((كوچ ها))
آشنا با ردپاي قوچ ها
لاله خودروي كوهستاني منم
روح نا آرام سرگرداني منم
مي دوم در باغ همپاي نسيم
در كجايت بشكفم اي ايل يتيم؟
كرامت نظري
شعر از شاعر و ترانه سراي محترم عبدالجبار كاكايي با اندكي تغيير.