به نام خدا

 آقاي ارسلان ميرزايي  از شاعران باذوق و نوازندگان با احساس سه تار ايل بزرگ  قشقايي مي باشد كه با سرودن اشعارتركي تلاش فراوان و خدمات با ارزشي در جهت شناساندن هويت ايل قشقايي و گذشته پر افتخار آن داشته است بطوريكه بسياري از خوانندگان ايل قشقايي در چند سال گذشته  در كاست هاي موسيقي خود ازاشعار خوب اين شاعر استفاده كرده اند .

 كتاب و نوار اوزاق يول اثر ماندگار ايشان مي باشد . آقاي ميرزايي از طايفه عمله قشقايي و تيره طيبي ، متولد سال 1356 و داراي مدرك ليسانس ادبيات فارسي مي باشد ،

 

 جناب آقاي ارسلان ميرزايي

شاعر و  نوازنده محترم ايل قشقايي

 

 با سلام:

   قسمتهايي از اشعار بسيار زيباي جنابعالي را در كتاب اوزاق  يول و وبلاگ تان خوانده و يا در نوارهاي خوانندگان ديگر شنيده  بودم ، اما  وقتي اثر موسيقي جنابعالي(سي دي و نوار اوزاق يول ) را به جان دل شنيدم ، آتش بر  عقل و احساسم زد ،  شعر و كلامت از ته دل بر آمده بود، لاجرم بر دل هم نشست ، برشعر و كلامت صد درود ، بر احساس پاكت هزار آفرين. 

 من نيز مرد ميانسالي  از هزاران درد آشناي ايل قشقايي ام  كه  درد كلام  و احساس تو را كشيده  و چشيده ام ، ساليان درازي است  بر خويشتن  و  بر آنچه بر ايل قشقايي گذشته است، افسوسها خورده و گريه ها كرده ام  .  و اين بار نيز با شعر و صداي تو غصه ها و غمهاي خودم و ايلم را  مروري هزارباره كردم  و بسيار گريستم.

 گرچه بر اين باورم كه:

 فقط  كسي مي تواند  كلام پردرد تو را دريابد كه درد كوچ ايل قشقايي را كشيده باشد ، و طعم طراوت و سادگي طبيعت را چشيده باشد، با ايل  فاصله گرمسير و سردسير  را  پيموده باشد، گرد راه خورده باشد و رنج خستگي برده باشد.

 پا به پاي رودها رفته باشد ، دست در دست نسيم بهار گشته باشد ،  چشم در چشم چشمه هاي  سردسير دوخته باشد ، درآغوش  دشتها  غلتيده باشد، سر به سر سبزه ها و گلها گذاشته باشد ، آواز پرواز را لحظه به لحظه  با  گنجشكها ، كبكها و تيهوها خوانده باشد . 

با جسم و روح  باران را  ديده باشد و  مهرباني را  از طبيعت چيده باشد، دست در زلف درختان جنگلها برده باشد. همنشين برگهاي  باران خورده باشد، دل به دامنه هاي دنج كوهها سپرده باشد ،  ره به روياي عاشقي برده باشد، پاهاي خويش را  در  جريان ذلال و جاري رودخانه ها  نوازش كرده باشد،  با آرزوهاي  سركش خويش  سازش كرده باشد.

پا به پاي اسبهاي فريبا تاخته باشد و دل در گرو غمزه معشوقي باخته باشد ، زبان صخره و سنگ را بداند، حرفهاي ناگفته كوه را بخواند ، عشق را بارها صدا كرده باشد ، خوبي را از بدي جدا كرده باشد ،  بارها بر قله  كوهها رسيده باشد ، لذت در اوج بودن را چشيده باشد ،  با شادي  حجم گنجشكها خنديده باشد ، سرشاري سكوت درختان را پسنديده باشد.

همدمش استواري كوه شده  باشد ،  بارها  سرشار از اندوه شده باشد ، سينه پردرد را چاك كرده باشد ، عرق خستگي را  هزاران بار پاك كرده باشد، بارها  از جور زمانه دلتنگ شده باشد ، مونسش سختي سنگ شده باشد.

  از خستگي درسايه سار درخت كناري خفته باشد، دلتنگي هايش را به صخره اي گفته باشد ، با نفس   گلها و سبزه ها نفس كشيده باشد ، به دور غرورش قفس كشيده باشد.

از چشم چشمه هايي كه از دل سنگ جوشيده باشيده باشد ، آب عاشقي  از دست نگاري نوشيده باشد

دل پردرد و جبين عرق ريز  پدر ديده  باشد ،  بوسه از  زخم دستان مادر  چيده باشد ، دل در گرمسير آرزوها سوخته باشد ،  چشم به راه بي پايان دوخته باشد، تا روانش را در باور سادگي  و خلوص اين ايل صيقل داده باشد.

   من نيز چون جنابعالي دغدغه  ايل قشقايي را داشته و دارم ، اما بعد از بارها و بارها نوشتن ،سرودن و گفتني هاي فراوان ، چون گوش  شنوايي را نيافته و به اين نتيجه رسيده بودم كه:(( يك دست صدا ندارد)) .

نگران بودم كه آسيب هاي وارده بر  روح و روان و زخم باورهاي ايل بزرگ قشقايي ، اميد بهبودي و سلامت  را بسيار مشكل و دور از انتظار كرده است، و افسوس مي خوردم  .

 اكنون هم افسوس مي خورم و نمي خورم:

 افسوس بر گذشته پر افتخار قشقايي  و درد هايي كه كه كشيده است نمي خورم كه اقتضاي نوع زندگي بوده است و همانند ايلات ديگر چاره اي نداشته اند.

افسوس بر رنج هايي كه برده است نمي خورم كه شرايط زمان و مكان  و نبود امكانات بر آن تحميل مي كرده است.

افسوس بر زخم هايي كه خورده است نمي خورم كه شرايط مملكي و جهاني آن زمان ، بسياري از   حوادث را براي اين ايل رقم زده است

 افسوس بر كارهاي ناكرده و تصميم هاي نا گرفته اش نمي خورم كه  بي سوادي ،نبود امكانات، بيماري، فقر وشرايط سخت زندگي و موارد  مشابه  او را محدود  و ناچار به حفظ بقاي خود  كرده است .

 اما افسوس مي خورم :

افسوس مي خوردم بر مردماني از ايلم  كه بسياري ازآنها  شناخت بسيار كمي از ايل خود دارند

افسوس مي خوردم بر نوجوانان و جوانان ايلم كه بسياري ازآنها واژه ها و مفاهيم ابتدايي و اصلي ايل قشقايي نظير  فرق سردسير و گرمسير ،  ييلاق و قشلاق يا حتي فرق درخت بلوط و كنار را نمي دانسته و نمي دانند.

افسوس مي خوردم برمردماني از قشقايي كه فرزندان خود را در كلاسهاي  مكالمه زبان انگليسي ثبت نام مي كنند در حاليكه فرزندانشان ابتدايي ترين وازه هاي زبان تركي مادري  را نمي دانند،

  افسوس مي خوردم برمردماني ازقشقايي كه  حتي  در خانه هاي  خود  با فرزندانشان  تركي صحبت نمي كنند،

  افسوس مي خوردم بر نوجوانان و جوانان ايلم كه بسياري از آنها حتي  نام طايفه و تيره خود را نمي دانند.

درمانده ام كه  افسوس بخورم  به نسل گذشته اي كه  علي رغم مشكلات ، محدوديتها ، نداشتنها، ندانستنها ، كارهاي بزرگي انجام داده است  يا  افسوس بخورم به نسلي كه علي رغم داشتن تمام امكانات و دانستن  و توانستن ، كار  بسيار كوچكي  حتي  كار فرهنگي  ناچيزي در حيطه خانواده خود  نيز انجام نمي دهد .

اما تلاشهاي بي وقفه جنابعالي  و ديگر هنرمندان  در جهت آگاهي بخشيدن  و بيداري  افراد ايل ،  تأثير خوب  و نويد بخشي را  در پي  داشته و خواهد داشت و اينجانب نيز  به اين باور راضي شدم  كه  (( آب دريا  را  گر نتوان كشيد  هم به قدر تشنگي بايد چشيد)).

كه اگر هركدام از افراد تحصيل كرده ايل قشقايي قدمي كوچك  اما مداوم  را در راه  احياي فرهنگ غني ايل بزرگ قشقايي و بيداري فكري و فرهنگي آن  بردارد و بتواند حداقل يك نفر و فقط يك نفر را  آگاه نمايد  كار بزرگ و حركت  عظيمي صورت خواهد گرفت و در خت تنومند قشقايي ثمر خواهد داد.

  اگر چه  خودت چه خوب انتخاب كرده اي كه براي رسيدن به آنجا راهي دراز (اوزاق يول) در پيش است.

 به خوبي واقفم كه خلق يك اثر فرهنگي و هنري  هرچند كوچك  (به خصوص اگر شعر باشد)  ، كاري سخت و زمان بر بوده  و اگر آن كار در ارتباط با احساسات و باورهاي  گذشته يك قوم نظير  ايل بزرگ قشقايي با آن گستردگي جغرافيايي و تنوع  زندگي آميخته و وابسته به طبيعت باشد.  صد چندان خواهد بود،

 اميدوارم در آينده  نيز شاهد آثار زيباي جنابعالي بوده و باشيم و  دل سردي و يأس  يا مخالفت ها ، در اراده استوارتان  تأثير گذار نباشد.

شاد و سرافراز باشيد

(( اوزاق يولوم : آغير ائلدن قالميشام          چك تركينگه مني ائله ائتيرت سن))

 

                                                                                             كرامت نظري:

                                                                              طايفه كشكولي بزرگ  تيره آرخلو

تماس :09179408943