قشقایی: فصل پنجم طبیعت
قشقایی: فصل پنجم طبیعت
قشقایی: ایل با شکوه من ، فقط كسي مي تواند كلام پردرد تو را دريابد كه
درد طبیعت را كشيده باشد ، و طعم طراوت و سادگي را چشيده باشد،
گرد راه خورده باشد و رنج خستگي برده باشد.
با جسم و جان باران را ديده باشد و مهرباني را از طبيعت چيده باشد،
دست در زلف درختان جنگلها برده باشد. همنشين برگهاي باران خورده باشد،
دل به دامنه هاي دنج كوهها سپرده باشد ، ره به روياي عاشقي برده باشد،
پاها را در زلالی رودخانه ها نوازش كرده باشد، با آرزوهاي سركش خويش سازش كرده باشد.
پا به پاي اسبهاي فريبا تاخته باشد و دل در گرو غمزه معشوقي باخته باشد ،
زبان صخره و سنگ را بداند، حرفهاي ناگفته كوه را بخواند ،
عشق را بارها صدا كرده باشد ، خوبي را از بدي جدا كرده باشد ،
بارها بر قله كوهها رسيده باشد ، لذت در اوج بودن را چشيده باشد ،
با شادي گنجشكها خنديده باشد ، سرشاري سكوت درختان را پسنديده باشد.
همدمش استواري كوه شده باشد ، بارها سرشار از اندوه شده باشد ،
سينه پردرد را چاك كرده باشد ، عرق خستگي را هزاران بار پاك كرده باشد،
بارها از جور زمانه دلتنگ شده باشد ، مونسش سختي سنگ شده باشد.
از خستگي درسايه سار درخت كناري خفته باشد، دلتنگي هايش را به صخره اي گفته باشد ،
با نفس گلها و سبزه ها نفس كشيده باشد ، به دور غرورش قفس كشيده باشد.
از چشمه هايي كه از دل سنگ جوشيده باشد ، آب عاشقي از دست نگاري نوشيده باشد.
دل پردرد و جبين عرق ريز پدر ديده باشد ، بوسه از زخم دستان مادر چيده باشد ،
دل در گرمسير آرزوها سوخته باشد ، چشم به راه بي پايان دوخته باشد،
تا روانش را در باور سادگي و خلوص قشقایی صيقل داده باشد.
پا به پاي رودها رفته باشد ، دست در دست نسيم بهار گشته باشد ،
چشم در چشم چشمه هاي سردسير دوخته باشد ، درآغوش دشتها غلتيده باشد،
سر به سر سبزه ها و گلها گذاشته باشد ، آواز پرواز را لحظه به لحظه با گنجشكها ، كبكها و تيهوها خوانده باشد .
کرامت نظری آرخلو- بهار 1384 - گچساران
تلفن: 09179408943